تبلیغات
وقایع - قاعده ای به نام القاعده

وقایع



" ما برای آنكه ایران گوهر تابان شود ، خون دلها خورده ایم... "

... وقایع ناگفته

پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390

قاعده ای به نام القاعده

نویسنده: وقایع   

 

این روزها در پی خبر كشته شدن اسامه بن لادن رهبر سازمان تروریستی القاعده، سؤالات و ابهامات زیادی پیرامون این موضوع وجود دارد.
این نوشته می كوشد اهداف و سناریوهای احتمالی آمریكا را با توجه به مقتضیات زمانی مورد واكاوی قرار دهد.
خبر مرگ بن لادن از زبان باراك اوباما و تاكید بر اینكه به دست نیروهای آمریكایی و در یك عملیات موفقیت آمیز صورت گرفته است شاید در وهله اول ژست «مبارزه با تروریسم» را به رخ بكشاند اما بلافاصله این سؤال به پیش كشیده می شود كه چرا پس از 9 سال و 7 ماه از واقعه 11 سپتامبر - كه آمریكا سعی داشت به القاعده نسبت دهد- این اتفاق عملی می شود؟
جالب اینجاست؛ در حالی رئیس جمهور آمریكا همچون یك به اصطلاح قهرمان آفتابی می شود و خبر مرگ بن لادن را رسانه ای می كند كه مدتهاست «ایمن الظواهری» مرد شماره 2 القاعده در قامت رهبری القاعده ایفای نقش می كند و در رسانه های غربی هم تمركز بر روی اوست.
همچنان كه روزنامه آمریكایی نیویورك تایمز نیز همچون بسیاری دیگر از رسانه های غربی به صراحت بر این مطلب تأكید می كند كه هر چند بن لادن مورد شكار آمریكا قرارگرفت اما «ایمن الظواهری» مصری اكنون عملاً زمام این سازمان تروریستی را بر عهده دارد.
به تعبیر واضح تر؛ بن لادن پس از قریب به یك دهه هوچی گری و هیاهوی آمریكا مبنی بر مبارزه با تروریسم، به مهره سوخته ای تبدیل شده بود كه تاریخ مصرف آن به پایان رسیده و طبیعی است كه كاخ سفید با این مزدور همان رفتاری را كند كه با دیگر مزدوران و همپیمانان منطقه ای خود بیش از این انجام داده بود.
آمریكایی ها پس از حادثه خودساخته 11 سپتامبر-20شهریور 80- با قشون كشی به افغانستان مبارزه به اصطلاح با تروریسم را در قالب جنگ با طالبان و القاعده به راه انداختند اما خروجی این رخداد علی رغم بوق و كرنای پر سر و صدای «گفتمان مبارزه با تروریسم»! چیزی جز كشتار و به خاك و خون كشیده شدن صدها هزار نفر مردم افغانستان و غیرنظامیان بی دفاع و حضور اشغالگرانه در منطقه نبود.
اكنون باید دید چرا در یك دهه گذشته آمریكایی ها «بن لادن» را دستگیر و یا به قتل نرساندند و در حالی كه این امكان برای آنها بوده است، در این مقطع زمانی كشته شدن رهبر القاعده را در دستور كار قرار می دهند. سناریوهای چند لایه آمریكایی ها از این اقدام و احتمالات پیرامونی آن معطوف به شرایط داخلی واشنگتن و سیاست های منطقه ای آمریكا در چند بخش قابل صورت بندی است.
1- انتخابات پیش روی آمریكایی ها باعث شده است تا جمهوری خواهان و دموكرات ها تمام توان و قدرت خود را بكار گیرند تا در این میدان كه همچون یك دوئل حساس و نفسگیر است پیروز شوند. از همین روی بسیاری از كارشناسان و تحلیلگران آمریكایی و غربی عقیده دارند خبر كشته شدن بن لادن برگ برنده ای برای اوباما در انتخابات آینده خواهد بود.
در همین زمینه كاتلین كریستیسون تحلیلگر سابق سازمان جاسوسی آمریكا- CIA- در گفت وگو با یكی از خبرگزاری های كشورمان به این نكته اشاره می كند كه زمان اعلام كشته شدن بن لادن قطعاً به اوباما در داخل آمریكا كمك می كند چه اینكه مبارزه برای دور آینده انتخابات ریاست جمهوری از هم اكنون آغاز شده است و این خبر كاهش منحنی محبوبیت اوباما را تغییر خواهد داد. حتی تحلیلگران سیاسی در واشنگتن معتقدند شعار انتخاباتی اوباما در سال 2012 بر موضوع كشته شدن بن لادن متمركز خواهد شد.
2- آمریكایی ها در شرایطی از شعار «مبارزه با تروریسم» به عنوان دستاویزی برای لشكركشی به افغانستان و حضور نظامی در منطقه استفاده كردند كه افكار عمومی این كشور گمان می كرد به فاصله ای نه چندان دور دولت وقت آمریكا در مقابل رخداد 11 سپتامبر به موفقیت هایی دست می یابد. اما ده ساله شدن این مبارزه دولت فعلی آمریكا را تحت فشار شدید قرار داده است. بنابراین اگر قرار باشد وعده های دولت اوباما در روند خروج از افغانستان رنگ واقعیت بگیرد آنچه بیش از همه چیز ضرورت دارد این است كه به هنگام كلید خوردن طرح خروج نظامیان آمریكایی از افغانستان، حداقل دولتمردان كنونی این كشور بتوانند بر اقدام قابل توجیهی در فرآیند به اصطلاح مبارزه با تروریسم جولان و مانور دهند.
جالب اینجاست كه پایگاه خبری دبكا نزدیك به موساد در ارزیابی خود از اعلام قتل بن لادن از سوی آمریكا با تكیه بر منابع اطلاعاتی غرب می نویسد: «هدف، راهی برای پیدا كردن خروجی آبرومندانه از افغانستان آن هم پس از 10 سال شكست نظامی مفتضحانه و هزینه كردن میلیون ها دلار پول است؛ چیزی كه دولت آمریكا نمی تواند آن را توجیه كند.»
3- اما فراتر از كاركرد انتخاباتی و حفظ آبرو در پهنه جنگ افغانستان، آنچه باعث شده است تا در این مقطع زمانی آمریكایی ها به كشتن بن لادن روی بیاورند و بار دیگر نغمه مبارزه با تروریسم سر دهند شرایط حساس و سرنوشت ساز تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقاست كه شتاب آلود در بستر بیداری اسلامی در حركت و غلیان است. در واقع به نظر می رسد آمریكایی ها به دنبال این هستند تا سوگیری تحولات از بیداری اسلامی و خیزش و خروش های مردمی را به سمت «مبارزه با تروریسم» بكشانند تا اولا؛ افكار عمومی منطقه و توجه ملت ها را به عنوان چالش برانگیز «مبارزه با تروریسم» منحرف كنند. ثانیا؛ شتاب خیزش و خروش ملت های مسلمان علیه حكام دست نشانده و مرتجع عرب كه همپیمان و متحد استراتژیك ایالات متحده هستند را كند و یا متوقف نمایند. ثالثا؛ با برقراری یك ثبات نسبی در افغانستان، بهتر بتوانند سیاست های خودشان در خاورمیانه را اجرایی كرده و از مخمصه كنونی در خاورمیانه نجات یابند.
همین جا باید این نكته را خاطرنشان كرد كه در پی تحولات منطقه و سقوط زنجیره ای سرسپرده های آمریكایی و موج مواج بیداری اسلامی، وضعیت آمریكا و رژیم جعلی صهیونیستی به عنوان فرزندخوانده اش در بدترین شرایط تاریخی است. هژمونی آمریكا در منطقه به اذعان و اعتراف رسانه ها و كارشناسان آمریكایی به شدت آسیب دیده است و به تعبیر «فارین پالیسی» توازن قدرت و نفوذ در خاورمیانه به سوی جمهوری اسلامی ایران و فاصله گرفتن از سیطره آمریكا در حال شكل گیری است.
از سوی دیگر؛ «واشنگتن پست» با اذعان به خشم آمریكا از سیاست خارجی مصر در پی تحولات منطقه به گونه ای عجزآلود تصریح می كند: «روابط قاهره با تهران رو به بهبود است اما این روابط با تل آویو دچار تنش روزافزون است.» همچنین توافقنامه فتح و حماس اوضاع را برای رژیم صهیونیستی به شدت وخیم كرده است تا جایی كه «تزیپی لیونی» رئیس حزب كادیمای این رژیم در گفت وگو با روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت به این توافقنامه اشاره می كند و در پی آمد آن اعتراف می كند: «محاصره نوار غزه رو به نابودی است و اسرائیل همچنان در ضعف به سر می برد.»
بنابراین شكل گیری خاورمیانه ای با مختصات اسلامی و به دور از سیطره آمریكا و رژیم صهیونیستی باعث شده است تا آمریكایی ها سناریوی جدیدی مبنی بر به قتل رساندن بن لادن و طرح فریبكارانه و مجدد «مبارزه با تروریسم» را به صحنه بیاورند.
ناگفته پیداست اگر نیت و قصد آمریكایی ها مبارزه با تروریسم است چرا با تاخیری غیرقابل توجیه آن هم پس از یك دوره طویل المدت 10 ساله اقدام به سرنگونی بن لادن كردند. و از این مهم تر كه مبارزه با كشتن یك شخص به سرانجام نمی رسد و الا باید ریشه تفكر القاعده كه خاستگاه آن عربستان سعودی و وهابیت و سلفی گری است خشكانده شود نه این كه وهابی ها و دقیقا همین طرز تفكر انحرافی امروزه با چراغ سبز واشنگتن برای سركوب انقلابیون بحرینی به منامه گسیل شده و دست به جنایت و ترور بزنند.
داستان بلند مبارزه دروغین با تروریسم و كلید زدن پروژه «اسلام هراسی» از سوی آمریكایی ها به منظور به حاشیه راندن اسلام ناب و جلوگیری از شكل گرفتن بیداری اسلامی و از طرف دیگر دسترسی به منابع نفتی، هنگامی قابل تامل تر و البته تلخ تر است كه همگان می دانند شكل گیری یك سازمان تروریستی در قامت «القاعده» و یا «طالبان» زاییده CIA آمریكا، ISI پاكستان و حمایت مالی سعودی است.
حتی چند ماه پیش هیلاری كلینتون وزیر امور خارجه آمریكا در مصاحبه با خبرگزاری هند، صریحا اعتراف می كند كه طالبان و القاعده را خودمان ساختیم و ما اسامه بن لادن را آموزش داده، تجهیز كرده و از لحاظ مالی پشتیبانی كردیم.
4- و بالاخره باید گفت با توجه به این كه حادثه 11 سپتامبر ساخته و پرداخته دولت آمریكا بود و امروز دلایل متعدد و غیرقابل خدشه ای این مسئله را به اثبات رسانده است و از سوی دیگر، بن لادن و تشكیلات تروریستی القاعده نیز با حمایت و كارگردانی آمریكایی ها در راستای ضربه زدن به جهان اسلام و در نقطه موازی انقلاب اسلامی به صحنه آمدند، اقدام دولت اوباما در كشتن بن لادن را باید در راستای احیای پروژه «اسلام هراسی» دانست كه با شكل گیری انقلاب ها و قیام های مردمی و اسلامی در منطقه به محاق رفته بود. چه این كه القاعده در تمامی سال های گذشته به عنوان ابزار و حربه درگیری آمریكا با جهان اسلام بوده است این بار نیز آمریكایی ها درصددند از مرده بن لادن فرصت سازی كرده و در شرایط حساس منطقه از آن بهره ببرند. چه این كه برجسته كردن «القاعده»، «بن لادن»، «تروریسم» و... می تواند توجیهی را برای آمریكایی ها بتراشد تا به بهانه مبارزه با تروریسم و اتفاقات احتمالی تروریستی در آینده برای سركوب قیام ها و انقلاب ها در منطقه خیز بردارد. طرفه آنكه معمر قذافی نیز در ابتدای قیام مردمی لیبی، انقلابیون این كشور را متهم كرد كه آنها «القاعده» هستند نه مردم! اما همه این سناریوها و به صحنه آوردن دسیسه ها و توطئه ها در حالی است كه نمی شود بیرون از واقعیت به آینده امید بست، آینده ای كه چشم انداز آن خاورمیانه ای منهای سیطره آمریكا و رژیم صهیونیستی است.


اخبار کوتاه
کپی رایت محفوظ است ...


نویسندگان

کانون هابیلیان - پایگاه اطلاع رسانی 17000 قربانی تروریسم در ایران

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • آخرین بروز رسانی :